سلطان محمد مطربي سمرقندي
29
تذكرة الشعراء ( فارسي )
ما دل پردرد را در بحر خون پروردهايم * عاشقان بهر خدا بينند چون پروردهايم » « 1 » اين دو فراز ، جايگاه مطربى را از نظر خانوادگى و موقعيت ادبى نشان مىدهد و شايد به همين دليل است كه ارتباطهاى گستردهاى با عالمان ، فقيهان ، اديبان ، شاعران ، درباريان و سلاطين وقت داشته است . برخى از تذكرهنويسان و دانشمندان معاصر ، او را اهل بخارا دانستهاند ، ازاينرو او را « مطربى بخارايى » نوشتهاند كه از آن ميان مىتوان به دانشمند معاصر صدر الدين عينى اشاره كرد « 2 » و به پيروى از او ديگران نيز وى را بخارايى نام بردهاند « 3 » ، در حالى كه مطربى خود به سمرقندى بودن خويش در آثارش تصريح كرده است و در نسخههاى باقى مانده از آثارش مانند : نسخهء زيباى جهانگير ، خاطرات و تذكرة الشعراء ، مىتوان به اين نكته پى برد . گويا اشتباه عينى از آنجا ناشى شده كه وى چون شاگرد خواجه حسن نثارى بخارايى بوده و در بخارا نيز درس خوانده ، خيال كرده است كه مطربى نيز بخارايى بوده است . مؤلف سخنوران صيقل روى زمين دربارهء وى نوشته است : « مطربى از سمرقند بوده ، مؤلف تذكرهاى مىباشد ، نامش معلوم نيست و چون گوشش كر بود اصمّ ناميده مىشد » « 4 » خود مطربى نيز ، در خاطراتش آنجا كه جهانگير قصد فروش سه غلام خود را داشت و محمد على پسر مطربى كه همراه پدرش بود يكى از غلامان را به صد روپيه خريد ، براى اينكه در خدمت پدرش باشد و اتفاقا غلام اندكى گوشش كر بود و مطربى در گزارش اين واقعه به جهانگير چنين گفته است : « قبلهء عالم ! وى كر من كر اينك كر ! » « 5 » كه به كر بودن خود اشاره كرده است و به همين دليل به مطربى اصم شهرت يافته است . در نسخهء استنساخ شده ، مطلبى تحت عنوان : « آشنايى با كتاب » آمده است كه گويا از
--> ( 1 ) . خاطرات ، واقعهء سيزدهم ، ص 45 - 46 . ( 2 ) . نمونهء ادبيات تاجيك ، ص 151 . ( 3 ) . تاريخ تذكرههاى فارسى ، گلچين معانى ، 2 / 529 ؛ تخلّصنامهء م ، جاويدان ، 2 / 1458 . ( 4 ) . سخنوران صيقل روى زمين ، ص 88 . ( 5 ) . خاطرات ، واقعهء شانزدهم ، ص 53 - 54 .